وابسته
می بینی ،حتی در هم "وابسته " می شود !
می بینی ،حتی در هم "وابسته " می شود !
آخ که چه سرنوشت غم
انگــــیزی دارد این پائیـــز
تمام شدنش را جشن
میگیریم
و برای نبودنش به هم
تبریک میگوییم
چقدر تلـــخ میروی
تا فصل عاشـــقی بعد
خدا نگهدار پائیز . . .
من آهسته عبور میکنم
صدای گامهای خسته ام را نمیشنوم
باقی می مانم در خود و تاب میخورم در آهستگی زمان
و سرگیجه می گیرم از این سکون
جریحه دار می کنم حرمت حسابهای عمرم را
اما لذتی است بی پایان در لحظه لحظه عبور
هر چند آرام هر چند ساکت دوستش دارم
امروز روز تولد من است.....
19 آبان
پـــایـیز اســت
فصــل بـاران ،
راسـتـی پــاییـــز
؟!
مـــن بــارانــی
تَــرم یــا تــــو ؟
تـــــو یـک
فــــصـــل مـــی بـاری !
مــن امــــا ،
چــهـــار
فـــصـــــل . !
میبـــارم...
پاییز را برسان
دلم سرما میخواهد
از بی مهری مردمانت
گرگرفته ام...
چه شـباهـت متـفـاوتی بـین ماسـت
تـو دل شـکـسـتـه ای ،من دلــشــکـسـتـه ام ...
دارد پاییز میرسد...
انار نیستم
که برسم به دست های تو؛
برگم...
پُر از اضطرابِ افتادن...!!!
آنقدرجای تو خاليست!
که هيچ گزينه ای آن را پر نميکند!
حتی تمام موارد..
تلخ دوست دارم ....
مزه زندگی میدهد....
من هم گفتم :به درک ....
و این بود که ما در اوج تفاهم ازهم جدا شدیم...
يـــكی بـــود , يـــكی نــمــونـــد...
رو بعضیا باید یه برچسب زد:
تست شد......آدم نیست
دلت را به هر کسی نسپار
این روزها
برخیها از سپرده ات هم بهره میخواهند . ..
آنچه "به پا" میکنی ،
کفش نیست ، "محشر" است !
"عقاب "همیشه تنهاست ،
اما
"لاشخورها" همیشه با هم هستند...
ﺧــﺎﻃـﺮﺍﺕ ﺧـــﯿـﻠﯽ ﻋـــﺠـﯿـﺒﻨد
ﮔـــﺎﻫـﯽ ﺍﻭﻗــﺎﺕ ﻣــﯽ ﺧـــﻨـﺪﯾـﻢ ،
ﺑـﻪ ﺭﻭﺯﻫــﺎﯼ ﮐـﻪ ﮔــﺮﯾـﻪ ﻣیکردیم
ﮔـــﺎﻫﯽ ﮔــﺮﯾﻪ ﻣــﯽ ﮐـــﻨـﯿﻢ ؛
ﺑﻪ ﯾــﺎﺩ ﺭﻭﺯﻫــﺎﯾــﯽ ﮐﻪ ﻣیخندیدیم...
بعضی از آدما
" خـــــــــــــــــــوب نمی بینن " ؛
اما بدتر از اون اینه که :
" بعضی دیگه ، خوبـــــــــــــــــــــــی رو نمی بینن " !
دچار تناقض تلخی شده ام...
دلم شور می زند
امابــاران که بند بیاید ،
تازه
خاطره
شروع می کند به چکه کردن....
ﻋﺠﺐ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﺷﺪﻩ
ﻫﻤﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺩﺍﺭﻥ
ﻣﻦ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﺎﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ....
هیچ کسی
روی نیمکت پارک
به تنهایی نمی نشینه
یا یار در بر است
یا
یاد یار در سر...
چتر نمیخواهد هوای بارانی ،
تو را میخواهد …
تویی که هر شب به "خواب"م میآیی!
بخوابم، میآیی؟
همیشه
شیرین نباش،
فرهاد گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند....
من
به عكس تو دست ميكشم
تو
به عكس من
دست ميكشي از من...
دلم می گیرد
وقتی می بینم
او هست …
من هم هستم …
اما “قسمت” نیست !
میگویند
باران که میزند
بوی " خاک "بلند می شود....
اما اینجا باران که میزند
بوی " خاطره ها" بلند میشود...